صنایع غذایی » موفقیّت » *الگویی بسیارموفق درصنعت غذا*

 
 
 
book

*الگویی بسیارموفق درصنعت غذا*

نويسنده: makaber | تاريخ: 26 آبان 1387 | بازديدها: 244

7
*الگویی بسیارموفق درصنعت غذا*



و آن‌وقت چه کار کردید؟

کم‌هزینه‌ترین کاری که می‌توانستم انجام بدهم و در واقع، تنها کاری که آن‌ موقع از دستم برمی‌آمد، این بود که بروم سراغ تولید فرآورده‌های غذایی در زیرزمین منزل استیجاری‌ام.

داشتید از کارتان می‌گفتید...
من آن دوران، هر روز حوالی ساعت 3 ـ 5/2 صبح با یک ویان مهاری که با مشقت آن را خریده بودم‌، برای تهیه مواد اولیه می‌رفتم میدان. در طول روز، همسرم رُب و ترشی و مربا و غذاهایی مثل کشک بادمجان و این‌جور چیز‌ها درست می‌کرد و من با همان ویان مهاری، آن غذاها را می‌بردم جلوی درِ فروشگاه‌ها و مغازه‌ها برای فروش.

سخت‌ نبود؟
چرا، خیلی سخت بود؛ مخصوصا که برخوردهای زیادی هم توی آن کار پیش می‌آمد.

از همان موقع، به فکر تأسیس کارخانه افتادید؟
نه، قبل‌تر از آن هم به فکرش بودم. من فکر می‌کنم هر موفقیتی به دنبال یک رؤیای دست‌یافتنی به دست می‌آید. من همیشه در زندگی‌ام آرزوهایی داشته‌ام و همیشه هم برنامه‌های زیادی برای رسیدن به آن آرزوها در ذهنم بوده.

درصنعت،شماراآدم موفقی می‌دانند.شماهم خودتان را آدم موفقی می‌دانید یا نه؟
راستش من اعتقاد دارم که موفقیت کاملا نسبی است.

یعنی اگر بخواهید به موفقیت خودتان نمره بدهید، چند می‌دهید؟
14 از 20.

چرا؟
چون معنای موفقیت، وسیع‌تر از موفقیت اقتصادی است. من هیچ وقت، هدف اصلی‌ام در زندگی، پول نبوده. به نظر من، احترام اجتماعی و خودشناسیِ درون، خیلی مهم‌تر از مادیات است. پول برای من یک وسیله است برای رسیدن به هدف. پول، خودش هدف نیست.

تعریفتان از موفقیت چیست؟ موفقیت را در چه می‌دانید؟
ارضای درون. بعضی‌ها با هنر ارضا می‌شوند، بعضی‌ها با پول و بعضی‌ها با علم. این‌ بستگی دارد به درون آدم‌ها. آدم هیچ‌وقت نمی‌تواند در این جور چیزها به خودش دروغ بگوید؛ حتی اگر تظاهر کند. موفقیت یک حس درونی است.

شما به موفقیت خودتان نمره 14 دادید. حالا فکر می‌کنید چطور می‌شود 20 گرفت؟
اصلا نمی‌شود 20 گرفت. به نظرم، می‌شود به 20 نزدیک شد ولی نمی‌شود دقیقا 20 گرفت.

چرا؟
چون آدم‌ها پویا هستند و بعد از رسیدن به هر هدفی، یک مقصد بالاتر برای خودشان در نظر می‌گیرند. یعنی همیشه بین خودشان و نمره 20 یک فاصله ذهنی دارند. فکر می‌کنم این ذاتِ حرکت است.

فکر می‌کنید کلید موفقیت‌تان چه بوده؟
پشتکار و باور. من هر از گاهی در زندگی‌ام درجا زده‌ام و به خاطر شرایطم نتوانسته‌ام گامی به جلو بردارم، اما مهم، برایم این بوده که هیچ‌وقت متوقف نشوم. درجا زدم اما نایستادم. سعی کردم و صبر کردم تا به مرور راهم هموارتر شد و توانستم گامی به جلو بردارم.

لابه‌لای حرف‌هایتان گفتید که یک بار در زندگی‌تان شکستِ بدی خوردید و مجبور شدید از صفر شروع کنید. اگر موافق باشید، از همان دوران حرف بزنیم؟
نه، من نگفتم شکست خوردم. من اصلا به شکست اعتقاد ندارم. شکست، لفظ درستی نیست. بهتر است به جای آن، بگوییم کسب تجربه جدید.

بسیار خب؛ بعد از کسب آن تجربه جدید، چه‌ کار کردید؟
می‌دانید، من هیچ‌وقت به خاطر دارایی‌‌های مادی‌ام احساس فخر و غرور نکردم و همین نگاه در طول زندگی‌ام باعث ‌شد که هیچ‌وقت با از دست دادن دارایی‌هایم مستأصل نشوم. سرمایه مادی‌ آدم در طول زندگی‌اش ممکن است بارها و بارها از دست برود، اما تجربیات آدم و سرمایه‌های معنوی‌‌اش باقی می‌ماند و از همان سرمایه‌ها هم می‌شود برای هر شروع مجددی استفاده ‌کرد.

باز هم از این‌جور شروع‌هاي مجدد داشته‌اید؟
بله، زیاد. مثلا یکی دو سال بعد از همان شروع کارم در منزل توانستم با کمی پس‌انداز و قرض و قوله و فروش زیور‌آلات همسرم، و حتی فروش حلقه ازدواجمان، بالاخره یک کارگاه اجاره کنم. اما درست همان روزی که قرار بود بعد از مدت‌ها دوندگی بروم پروانه بهداری و سازمان صنایع را بگیرم، تلفنی به‌ من اطلاع دادند که کارگاهم آتش گرفته و از بدشانسی، وقتی به آتش‌نشانی خبر دادند و مأموران آتش‌نشانی به محل حادثه رسیدند، متوجه شدند که تانکرهای آبشان خالی است و این‌طوری، تمام کارگاه و وسایل کارگاهم در آتش ‌سوخت و از بین رفت.

واقعا بد آوريد!
تازه این پایان ماجرا نبود، چون بعضی‌ها به خاطر همین آتش‌سوزی به من تهمت زدند که تو برای پول گرفتن از بیمه، عمدا کارگاهت را آتش زده‌ای. این در حالی بود که اصلا کارگاه من، بیمه نبود. به هر حال، این حادثه خیلی اذیتم کرد، اما چاره‌ای نبود و باید دوباره شروع می‌کردم. نباید کارگران حتی یک روز بیکار می‌ماندند. آن روز، من دوباره با خودم عهد کردم که موفق شوم.

و چه کار کردید؟
رفتم آهن ‌آلاتِ باقی‌مانده از آتش‌سوزی را با قیمت پایین فروختم و زیرسقف کوچکی که از همان کارگاه باقی مانده بود، شروع کردم به کارِ بسته‌بندی لباس نوزاد و داروهای گیاهی و...

گفتید که یک بار هم به یک نفر اعتماد کردید و او ازتان سوءاستفاده کرد و تمام دارایی‌تان از دست رفت...
بله، ولی من خودم مقصر بودم و هیچ‌کس در آن اشتباه من، سهیم نبود. نباید بیش از حد اعتماد می‌کردم. این اشتباه بود و حالا که اشتباه کرده بودم، خودم باید تاوانش را می‌دادم و تاوانش را هم با کار و تلاشِ بیشتر و بیشتر دادم.

تا حالا شده به مشکلی برخورد کنید که هیچ‌جوری نتوانید آن را حل‌ کنید؟
بله.

مثلا؟
مثلا هنوز نتوانسته‌ام با خودم کنار بیایم که نیاز به کمی استراحت هم دارم.

چرا؟
چون احساس می‌کنم با استراحتم ممکن است کاری متوقف شود و من باید با کارم برای رسیدن به اهدافم وسیله فراهم کنم و از همه مهم‌تر اینکه من عاشق کارم هستم و از کار کردن، لذت می‌برم.

حرف آخر؟
نباید جوان‌ترها و بچه‌ها را از کار و زندگی ترساند. بزرگ‌ترها باید بگذارند آنها بیایند داخل اجتماع و با تمام وجود، تلخی‌ها و شیرینی‌های زندگی اجتماعی را بچشند. فقط این‌طوری می‌شود راه مبارزه با مشکلات را یاد گرفت. وقتی دخترانم کوچک‌تر بودند و می‌خواستند بروند مدرسه، من خودم خیلی از مواقع، آنها را به جای ماشین با اتوبوس می‌بردم مدرسه تا آنها این چهرة زندگی را فراموش نکنند. به آنها کارهای سخت می‌سپردم و ازشان کار می‌کشیدم تا با زندگی واقعی آشنا شوند. به هر حال، معتقدم که این بهترین راه است برای اینکه آنها راه مبارزه با مشکلات را یاد بگیرند.

موضوعات: موفقیّت

<
  • تعداد مطالب: 3
  • تعداد نظرات: 9
  • آيدي ياهو: --
27/08/1387 - 06:59

m_heidari

پاسخ
  • گروه کاربري: کاربر سایت
  • تاريخ عوضيت: 28.07.1387
 
جالب بود ممنون.این جملشون واقعا زیبا بود که:
آدم هیچوقت به خودش نمیتونه دروغ بگه حتی اگه تظاهر کنه.
موفق باشید

<
  • تعداد مطالب: 1
  • تعداد نظرات: 1
  • آيدي ياهو: --
28/08/1387 - 00:10

zareian

پاسخ
  • گروه کاربري: مدير سايت
  • تاريخ عوضيت: 6.07.1387
 
salam
jaleb bud
vaghean tahte tasir gharar gereftam

<
  • تعداد مطالب: 70
  • تعداد نظرات: 107
  • آيدي ياهو: --
28/08/1387 - 13:35

MaKaBer

پاسخ
  • گروه کاربري: مدير سايت
  • تاريخ عوضيت: 22.06.1387
 
m_heidari,
شروع های مجدد زندگیش هم خیلی آموزنده بود و این جمله اش هم که خیلی زیبا بود :
من هیچ‌وقت به خاطر دارایی‌‌های مادی‌ام احساس فخر و غرور نکردم و همین نگاه در طول زندگی‌ام باعث ‌شد که هیچ‌وقت با از دست دادن دارایی‌هایم مستأصل نشوم.



zareian,
ghorbanet :x

<
  • تعداد مطالب: 1
  • تعداد نظرات: 13
  • آيدي ياهو: --
4/09/1387 - 01:20

Atefe Tavakoli

پاسخ
  • گروه کاربري: مدير
  • تاريخ عوضيت: 26.06.1387
 
سلام.مطلب فوق العاده ای بود.میشه معنی اعتماد به نفس و پشتکار و توکل رو کاملا درک کرد.چیزایی که برای ما جوونا لازمه اگه بخوایم موفق بشیم.

<
  • تعداد مطالب: 10
  • تعداد نظرات: 63
  • آيدي ياهو: --
4/09/1387 - 01:30

Mastaneh Jahromi

پاسخ
  • گروه کاربري: مدير
  • تاريخ عوضيت: 26.06.1387
 
سلام.متاسفانه به خاطر امتحانات میان ترم و ...یه مدت نتونسته بودم به سایت سر بزنم.امروز مطالبی رو خوندم که جدا تاثیر گذار و آموزنده بود.solid workهم که بچه ها بر میداشتن و منم استفاده میکردم.به هر حال ممنونم از زحماتتون.میدونم خیلی وقتتون رو میگیره...براتون آرزوی موفقیت میکنم.

<
  • تعداد مطالب: 70
  • تعداد نظرات: 107
  • آيدي ياهو: --
4/09/1387 - 13:13

MaKaBer

پاسخ
  • گروه کاربري: مدير سايت
  • تاريخ عوضيت: 22.06.1387
 
atefetavakoli,
سلام . دقیقاً همین طوره . توکل ، پشتکار و امید به آینده تاثیرات فوق العاده ای بر موفقیت انسان توی زندگیش داره . یه الگوی خوب میتونه در القای این احساسات بسیار موثر باشه .

mastanehjahromi,
سلام . نظر لطفتونه . هدف ما هم دقیقاً همینه : موفقیت (البته از نوع گروهیش!)
امیدوارم با همکاری همدیگه بتونیم به هدفمون برسیم .


ارسال نظر

نام:*
ايميل:*
متن نظر: